ما برگشتیم
سلام ما با یک تاخیر طولانی برگشتیم هم مشهد وهم تهران خیلی خوش گذشت البته تمام راه و همه روزها مبینا حسابی من رو اذیت کرد ولی در کل خوش گذشت ودخترم اولین زیارت زندگیش رو رفت منم حسابی با امام رضا خلوت کردم ودردودل کردم
ولی به محض رسیدن به خونه دچار مشکلی شدم که چند روزی بیمارستان بستری شدم ومبینا پیش مامان بزرگش موند وبعد از برگشتن از بیمارستان تا ٩ روز مبینای من مریض شده بود وگلاب به روتون اسحال داشت وخلاصه حسابی بعد از سفر اذیت شدیم .
مبینا قبل از مریضی من وابستگی شدیدی به من داشت اما بعد از مریضی در حد دیونه کننده ای چسبیده به من واز ترس این که باز هم من نرم حتی پیش باباش هم نمیمونه وخلاصه مبینا خانم وارد فاز جدید اذیت شد
این بود خلاصه این یک ماه وچند روزی که نبودم تا بعد فعلا خداحافظ
خدایا از اینکه میتونم خودم کودک نازم رو در آغوش بکشم و بزرگ کنم ممنونم خدایا شکرت نعمت مادر شدن رو به من دادی وخدایا شکرت که دوباره سلامتیم رو به من برگردوندی وخدایا به خاطر همه چیز شکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر


ما برگشتیم
